سال 91 و مامان الی
سلام عشقم
سال نوت مبارک . وای که چه سال قشنگی رو شروع کردم . ایشا... تا آخرش همه چیز خوب و روبه راه باشه.![]()
جیگر مامان من خیلی شرمنده ام که این مدت نبود . البته اینجا نبودم ولی هر لحظه با تو بودم و با تمام وجودم حست می کردم.![]()
امسال بابا امیر با مامان و باباش رفتن مسافرت . من خودم نخواستم برم چون نمی خواستم اذیت بشی.
تو این دوهفته خونه عزیز(مامان خودم) بودم و با خاله سولماز و الهام. عالی بود هم استراحت و هم تجربه دوباره دوران مجردی![]()
بالاخره تعطیلات تموم شد و ما دیگه باید برمیگشتیم خونه هامون چون کس دیگه ای هم منتظرمون بود. بابا ها رو میگم![]()
خاله سولماز دیروز رفت
رفت تا بعد زایمانش بیاد . کلی گریه کردم . هر وقت برمیگرده تهران دلم اینجوری میگیره . ائل آی گلم (دختر خاله جیگرت) سرگرم بود و می خندید ولی تا دید من گریه می کنم گرفته شد و این بیشتر عصبیم کرد.
خیلی دلم می خواست این روزها نزدیک هم بودیم. خیلی بهم آرامش میده واقعا فرشته است.
یعنی روزی میشه که دیگه حرف از رفتن نشه و ما باز پیش هم باشیم
گلم دعا می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جیگرمممممممممممممممممممممممممممم
فردا میریم سونو گرافی
دلم برات یه ذره شده ، وای از الان استرس گرفتم.
مواظب خودت باش تا فردا بوسسسسسسسسسسسسسسسسسس![]()


سال 91 و مامان الی
